BonAir
پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها

بن ایر

ایستگاه مترو در جوار مسجد جامع عتیق معماری معاصر چقدر عقب می نشیند؟

ایستگاه مترو در جوار مسجد جامع عتیق معماری معاصر چقدر عقب می نشیند؟

بن ایر: در نشست مانوین تاکس با موضوع معماری و صنایع خلاق، رویکرد طراحی ایستگاه خط 2 متروی اصفهان در محدوده میدان امام علی (ع) تشریح شد.



خبرگزاری مهر، گروه استانها، کوروش دیباج: معماری در نسبت با صنایع خلاق، تنها به طراحی بنا و سامان دهی فضا محدود نمی شود؛ بلکه بوسیله بازخوانی هویت تاریخی، ترجمه مفاهیم فرهنگی به زبان طراحی معاصر، بازآفرینی فضاهای شهری و شکل گیری به تجربه زیسته شهروندان و گردشگران، امکان ارتباط فرهنگی میان جامعه محلی و مخاطبان جهانی را فراهم می آورد. دراین میان، طراحی ایستگاه های مترو در مجاورت میراث تاریخی، شیوه بازنمایی اندیشه معمار در قالب تصویر و روایت، و احیای میدانگاه های محله ای، همچون عرصه هایی هستند که پیوند معماری با صنایع خلاق و دیپلماسی عمومی را آشکار می کنند؛ پیوندی که در اصفهان، با برخورداری از میراث معماری دوره های مختلف تاریخی، همچون در رویارویی با مسجد جامع عتیق، اهمیتی ویژه دارد. این مساله در نشست مانوین تاکس با عنوان معماری و صنایع خلاق، ابزار دیپلماسی عمومی که به همت معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانش بنیان ریاست جمهوری در حاشیه برگزاری رویداد ملی صنایع خلاق مانوین در اصفهان برگزار گردید، با حضور علی عطریان، معمار و مدیر پنل، روح الله سعادت پور، معمار، شهاب شماعی زاده، معمار، و محمدعلی ایزدخواستی، دستیار استاندار اصفهان در امور میراث فرهنگی و صنایع خلاق و مدیرعامل سابق سازمان نوسازی و بهسازی شهر اصفهان، بررسی گردید.

طراحی معماری، نقطه اتصال خلاقیت با هویت شهری است

علی عطریان، معمار و مدیر پنل نشست معماری و صنایع خلاق، ابزار دیپلماسی عمومی، با اشاره به جایگاه طراحی در روند تولید آثار معماری اظهار نمود: معماری را می توان در دو مرحله اصلی بررسی کرد؛ مرحله طراحی اثر معماری و مرحله ساخت یا اجرای آن. شکل، فرم و زیبایی آثار معماری، چه در دوره های تاریخی گذشته و چه در معماری معاصر، ارتباط مستقیمی با مرحله طراحی دارند؛ مرحله ای که خلاقیت، ایده پردازی و شناخت معمار در آن نقش تعیین کننده ای ایفا می کنند.
وی با طرح موضوع ارتباط هویت شهری اصفهان با طراحی ایستگاه های مترو اضافه کرد: هرچند مترو در اعماق زمین حرکت می کند، نمی توان فضای آنرا از هویت شهری روی زمین جدا دانست. این ارتباط هویتی باید در طراحی ایستگاه های مترو مورد توجه قرار گیرد تا هر ایستگاه بتواند متناسب با موقعیت شهری خود، قسمتی از هویت اصفهان را بازتاب دهد.
مدیر پنل نشست معماری و صنایع خلاق با اشاره به تجربه طراحی ایستگاه های خط یک متروی اصفهان اضافه کرد: در بعضی ایستگاه های این خط، بخصوص در فضاهای عمومی، سعی شده است کیفیتی متناسب با هویت شهر شکل بگیرد؛ به شکلی که شهروندان بتوانند در محیط مترو نیز نشانه هایی از اصفهان و خاصیت های معماری آنرا تجربه کنند. این حساسیت در طراحی خط دوم مترو نیز اهمیت دارد.
عطریان در ادامه، طراحی ایستگاه مترو در محدوده میدان امام علی (ع) و مسجد جامع عتیق را از نظر نسبت میان معماری معاصر و میراث تاریخی بیان کرد و خواهان تشریح چگونگی مواجهه طراحی این ایستگاه با ارزش های معماری و تاریخی مسجد جامع شد.
وی در بخش دیگری از این جلسه، به نقش تصویر در پروسه طراحی معماری پرداخت و اظهار داشت: معماری قبل از رسیدن به مرحله اجرا، از مسیر ایده پردازی، مطالعات و بررسی های تخصصی عبور می کند و نتیجه این پروسه در قالب تصاویر سه بعدی، طرح ها و تصاویر تحلیلی و تشریحی عرضه می شود. این روند، فارغ از کاربری و مقیاس پروژه، قسمتی از پروسه طراحی معماری است.
عطریان با اشاره به ارتباط میان تصویرسازی معماری و ایده اولیه طراح اضافه کرد: بازنمایی تصویری یک پروژه باید بتواند منطق طراحی و ارتباط میان اجزای آنرا روشن کند. این مساله در پروژه هایی که در بستر تاریخی و فرهنگی اصفهان شکل می گیرند، اهمیت بیشتری دارد؛ چونکه طراحی معاصر باید بتواند نسبت خویش را با زمینه تاریخی و هویتی شهر مشخص نماید.
مدیر پنل نشست همین طور با اشاره به تجربه های بازآفرینی بافت تاریخی اصفهان، همچون محله دردشت و محدوده های پیرامونی آن، بر اهمیت پیوند میان معماری، طراحی شهری و زمینه تاریخی تاکید کرد.
عطریان در جمع بندی نشست اظهار داشت: صنایع خلاق می توانند میان هنرها و تجربه های متعدد ارتباط برقرار کنند. معماری، سینما، فیلم، نشر و دیگر حوزه های خلاقیت، ظرفیت هایی برای تشکیل این پیوند دارند و می توانند در یک مسیر مشترک به تعامل فرهنگی کمک کنند.

خط ۲ مترو در مجاورت مسجد جامع عتیق باید با نگاه تواضع معماری طراحی شود

روح الله سعادت پور، معمار، با اشاره به تجربه طراحی ایستگاه های متروی اصفهان اظهار داشت: تصمیم برای فعالیت در اصفهان، از علاقه به این شهر و جذابیت تجربه طراحی مترو در مقیاسی بزرگ ناشی می شد. اصفهان به سبب پیشینه تاریخی و کیفیت فضاهایی که شهروندان در آنها حضور دارند، شرایطی متفاوت با خیلی از شهرها دارد. شهروند در حرکت میان زاینده رود، بافت تاریخی و فضاهای شهری، با مجموعه ای از تجربه های فرهنگی و تاریخی مواجه می شود؛ بدین سبب طراحی فضای مترو نیز نمی تواند نسبت به این خاصیت ها بی تفاوت باشد.
وی اضافه کرد: موقع ورود به پروژه متروی اصفهان، تجربه برخی خطوط مترو در تهران پیش روی ما بود؛ فضاهایی که بیشتر با ساختار صنعتی، شلوغی و افزایش حجم رفت وآمد شناخته می شدند. مساله این بود که آیا باید همان مسیر را در اصفهان ادامه دهیم یا متناسب با خاصیت های این شهر، تجربه ای متفاوت شکل دهیم. سعی کردیم از همان ابتدا، زمینه های معماری اصفهان را در طراحی ایستگاه ها وارد نماییم.
این معمار با تکیه بر تفاوت میان بازخوانی معماری تاریخی و بازسازی عینی آن اظهار نمود: قرار نبود یک متروی تاریخی بسازیم یا ایستگاه هایی را که در نوبتهای قبلی در کشورهای دیگر ساخته شده اند، عیناً در اصفهان تکرار نماییم. هدف این بود که احساس، مفاهیم و برخی الگوهای معماری ایرانی و سبک اصفهان به پروژه معاصر راه پیدا کند و تجربه ای متناسب با هویت شهر شکل بگیرد.
سعادت پور اضافه کرد: برای دستیافتن به این هدف، با متخصصان حوزه های مختلف مشورت کردیم و تلاش شد در کنار گروه طراحی حضور داشته باشند تا مشخص شود کدام مفاهیم، الگوها و کهن الگوهای معماری ایرانی قابلیت بازخوانی در فضای مترو را دارند.
وی با اشاره به استفاده از مفهوم گودال باغچه در طراحی برخی فضاهای زیرزمینی بیان کرد: در یکی از پروژه های در رابطه با میدان شهدا، تلاش شد مفهوم گودال باغچه ایرانی در فضای مترو بازخوانی شود. هدف این بود که نور طبیعی و کیفیت های حسی در رابطه با آن به فضای زیرزمین راه پیدا کند و در محیطی که روزانه شمار زیادی از شهروندان از آن عبور می کنند، امکان تجربه فضایی آرام تر برقرار شود. استفاده از نورگیرها و انتقال نور به عمق زمین، همچون روشهایی بود که برای تحقق این هدف مورد توجه قرار گرفت.
این معمار با اشاره به جایگاه هنرهای سنتی در طراحی ایستگاه ها اضافه کرد: سعی کردیم از ظرفیت هنرهای ایرانی و اصفهانی در سطحی فراتر از استفاده روزمره و تزئینی بهره بگیریم. در این راه، همکاری با هنرمندان و استادان هنرهای سنتی امکان بازخوانی برخی نگاره ها و الگوهای هنری را فراهم نمود.
سعادت پور در رابطه با طراحی فضاهای ایستگاه دروازه شیراز توضیح داد: یکی از مسایل پیش رو، وجود فضاهای طولانی و گالری مانندی بود که مسافران را از محدوده مرکزی میدان به بخش های پیرامونی هدایت می کرد. در این شرایط، موضوع ورود نور و ایجاد حیاط های باز عنوان شد تا خشکی و یکنواختی مسیرهای طولانی شکسته شود و حرکت مسافران از فضاهای روشن تر و برخوردار از کیفیت های متفاوت نوری عبور کند.
وی با اشاره به استفاده از آجر در طراحی ایستگاه ها اظهار داشت: با وجود برخی مخالفت ها در رابطه با استفاده از آجر در فضای زیرزمینی، سعی کردیم بافت آجری را که در خیلی از بناهای اصفهان در سطح شهر دیده می شود، به محیط مترو نیز وارد نماییم. مقصود این نبود که ایستگاه به بازسازی یک بنای تاریخی تبدیل شود؛ بلکه قرار بود قسمتی از احساس و کیفیت معماری شهر، در قالب مصالح و طراحی معاصر به فضای زیرزمین انتقال یابد.
این معمار با اشاره به طراحی سقف یکی از ایستگاه ها برمبنای الگوهای معماری سنتی اصفهان بیان کرد: در ایستگاه چهارراه، یکی از الگوهای طاق و کاربندی معماری اصفهان با استفاده از مصالح و فناوری های معاصر بازخوانی شد. این ایده در مقیاسی بزرگ، با دهانه هایی نزدیک به ۳۰ متر و ارتفاعی حدود هفت متر، در قالب سقفی بتنی با سطح نمایان اجرا شد. هدف، تکرار جزئیات معماری تاریخی نبود؛ بلکه تلاش شد با حفظ ماهیت مصالح معاصر، حسی آشنا از معماری گذشته در فضای جدید ایجاد شود.

مسجد جامع عتیق؛ طراحی ایستگاه با پرهیز از رقابت بصری با بنای تاریخی

سعادت پور در تشریح رویکرد طراحی ایستگاه خط دو مترو در محدوده مسجد جامع عتیق اظهار داشت: مسجد جامع اصفهان مجموعه ای تاریخی است که دوره های مختلف معماری را در خود جای داده و لایه های متعدد تاریخی آن بازهم قابل مشاهده می باشد. کار در مجاورت چنین بنایی، علاوه بر ملاحظات فنی، به احترام و حساسیت ویژه ای در طراحی نیاز دارد.
وی اضافه کرد: در پروسه طراحی این پروژه، گروههای تخصصی معماری و هنر حضور داشتند و طرح ها در قالب بررسی های کارشناسی ارزیابی شدند. اولین مساله ای که با آن مواجه شدیم، این بود که نباید در کنار بنایی با این عظمت، فضایی طراحی نماییم که بخواهد با آن رقابت کند. رویکرد ما، نوعی سکوت و تواضع معماری بود؛ مشابه احساسی که در کوچه ها و مسیرهای منتهی به مسجد جامع شکل می گیرد و انسان را برای ورود به بنای تاریخی آماده می کند.
این معمار خاطرنشان کرد: قرار نبود مسجد جامع دیگری در زیرزمین ساخته شود یا شکوه بنای تاریخی در قالبی تازه تکرار شود. سعی کردیم بسادگی و ایجاد آمادگی برای ورود به فضای تاریخی فکر کنیم؛ به شکلی که حضور در محدوده مرکزی و تاریخی اصفهان و مجاورت میدان عتیق و مسجد جامع، در تجربه حرکت مسافر حس گردد.
سعادت پور با تشریح یکی از تصمیم های طراحی اظهار داشت: در طرح، پوسته ای درونی با فرمی قوس دار درنظر گرفته شد که از فرم گنبد خاکی مسجد جامع الهام می گیرد؛ البته این پوسته قرار نیست عین گنبد را بازسازی کند. هدف، استفاده از یک اشاره فرمی و انتقال قسمتی از حس معماری تاریخی در قالبی معاصر است.
وی اضافه کرد: برای دستیافتن به رنگ و کیفیت مورد نظر، با یک مجموعه دانش بنیان فعال در حوزه فناوری بتن همکاری شد تا بتن ویژه ای با رنگ و حال وهوای کاهگل تولید شود. این مصالح باید ضمن برخورداری از خاصیت های فنی و مقاومت مورد نیاز، امکان تشکیل پوسته طراحی شده را فراهم می کرد.
این معمار همین طور به بازخوانی نقش مایه های تاریخی در طراحی ایستگاه اشاره نمود و اظهار داشت: با هنرمندان اصفهانی در رابطه با بازطراحی برخی نقوش و آثار هنری در رابطه با دوره های تاریخی مسجد جامع گفتگو شد تا این الگوها در قالبی متناسب با سطح و مصالح معاصر به کار گرفته شوند. مقصود آن بود که فضای جدید، بدون تقلید مستقیم از بنای تاریخی، یادآور قسمتی از میراث هنری اصفهان باشد.

تصویر معماری باید منطق تشکیل ایده را برای مخاطب آشکار کند

شهاب شماعی زاده، معمار، با اشاره به جایگاه عرضه تصویری در پروسه طراحی معماری اظهار داشت: در پروژه های معماری، لایه های مختلفی وجود دارد که بخش اجرا معمولا بیشتر از دیگر بخش ها دیده می شود؛ اما مرحله تفکر معمار، تشکیل ایده و تدوین طرح واره ها، در خلوت فضای طراحی اتفاق می افتد و کمتر در معرض دید عموم قرار می گیرد. در صورتیکه بخش مهمی از پروسه معماری در همین مرحله شکل می گیرد.
وی اضافه کرد: هنگامی که ایده ها و مفاهیم طراحی به زبان تصویر ترجمه نشوند، مخاطب در مرحله اجرا امکان دسترسی مستقیم به منطق درونی پروژه را ندارد. برای شناخت این منطق، به تصاویر، نمودارها و گاه نماهای متحرک نیاز است تا ذهنیت معمار در رابطه با پروژه روشن شود.
این معمار با اشاره به نمونه هایی از معماری تاریخی اصفهان بیان کرد: چرخش گنبد مسجد شیخ لطف الله نسبت به ورودی، نمونه ای از تصمیم معماری است که به تشکیل مسیری میان فضای تاریک و فضای روشن منجر می شود. چنین نمونه هایی می توانند برای پروژه های معاصر الهام بخش باشند؛ مشروط بر آن که منطق طراحی و رابطه میان اجزای اثر به درستی شناخته و بازنمایی شود.
شماعی زاده اضافه کرد: طرح واره ها یا دیاگرام های معماری به معمار کمک می کنند روابط و الگوهای اصلی یک پروژه را شناسایی و بشکلی قابل فهم ارائه نماید. حدود ۱۳ سال پیش، مطالعه در رابطه با این حوزه را آغاز کردم؛ در آن زمان، منابع آموزشی و مطالعات موردی قابل دسترس در ایران محدود بود و بخش مهمی از شناخت این مساله بوسیله کتاب های مرجع خارجی و گفتگو با متخصصان به دست آمد.
وی با اشاره به ماهیت میان رشته ای عرضه معماری اظهار نمود: در این عرصه، معماری با گرافیک پیوند می خورد. برای بازنمایی یک اثر، ابتدا باید ساختار معماری و الگوهای آنرا شناخت؛ به عنوان نمونه، پل خواجو دارای نظامی خطی است، در صورتیکه میدان می تواند برمبنای اصل مرکزیت سازمان دهی شود و گذرها و مسیرهای پیرامونی، حرکت جمعیت را به سمت آن هدایت کنند.
این معمار اضافه کرد: در کنار شناخت ساختار معماری، آشنایی با زبان گرافیک، همچون کاربرد رنگ، قلم، مقیاس، اندازه و ترکیب تصاویر، اهمیت دارد. ترکیب این دو حوزه به تشکیل زبانی برای عرضه معماری منجر می شود که می تواند منطق طراحی را برای مخاطب روشن تر کند.
شماعی زاده با اشاره به کاربرد این شیوه در مسابقات و رویدادهای معماری اظهار داشت: تصاویر عرضه شده در مسابقات معماری و رویدادهای بین المللی، امکان معرفی ساختار طراحی پروژه به مخاطبان عمومی و داوران را فراهم می کنند و زمینه ارتباط مؤثرتر مخاطب با ایده معمار را به وجود می آورند.
وی در تشریح تجربه عرضه یک پروژه در فضای رقابت بین المللی بیان کرد: در چنین پروژه ای، مساله این بود که مخاطب و داور خارجی بتوانند از همان نگاه نخست، خاستگاه فرهنگی و جغرافیایی طرح را تشخیص دهند. به همین دلیل، پژوهش در رابطه با نگارگری ایرانی و بخصوص نگارگری اصفهان انجام شد تا ساختاری روایی برای عرضه تصویری پروژه شکل بگیرد.
این معمار اضافه کرد: نگارگری ایرانی با وجود جزئیات فراوان، خاصیت مهمی به نام روایت محوری دارد. این خاصیت می تواند در طراحی یک صفحه افقی برای عرضه معماری به کار گرفته شود؛ به شکلی که مخاطب بتواند مسیر روایت و ارتباط میان بخش های مختلف طرح را دنبال کند. با این حال، عرضه معماری باید ساده و روشن باشد و از شلوغی غیرضروری پرهیز کند.
شماعی زاده با اشاره به نقش زمینه فرهنگی در عرضه آثار معماری اظهار داشت: برای شناخت زبان بصری یک معمار، گاهی ضروری است آثار اجرایی، مسیر فکری و خاصیت های طراحی وی به دقت بررسی شود. این شناخت می تواند در انتخاب رنگ، ساختار دیاگرام ها، کاتالوگ ها و دیگر ابزارهای عرضه اثر مورد استفاده قرار گیرد. زمینه فرهنگی و فکری پروژه، در صورت بازنمایی دقیق، می تواند به انتقال بهتر ایده معماری کمک نماید.

میدانگاه های تاریخی می توانند مسیر ارتباط توریست با صنایع خلاق را شکل دهند

محمدعلی ایزدخواستی، دستیار استاندار اصفهان در امور میراث فرهنگی و صنایع خلاق و مدیرعامل سابق سازمان نوسازی و بهسازی شهر اصفهان، با تشریح تجربه مداخله در بافت تاریخی دردشت اظهار داشت: در یک دوره حدود پنج ساله، نزدیک به ۶۰ پروژه عمرانی و شهری با هدف ارتقاء کیفیت زندگی در این محدوده طراحی و اجرا شد. این پروژه ها طیفی از اقدامات، از پیوند دادن سیما و منظر محله تا مرمت بناهای تاریخی، را در بر می گرفت.
وی اضافه کرد: یکی از این اقدامات، جداره سازی بیشتر از ۱۵۰ پلاک غیربومی از نظر معماری تاریخی، با زبانی متناسب با هویت محله بود. همین طور در بخشهایی از محله، حدود ۴۰ نمونه از نقاشی های مکتب صفوی بر دیوارها اجرا شد. این اقدامات در کنار مجموعه ای از پروژه های دیگر، در بازه ای حدود چهار سال ونیم تا پنج سال طراحی و عملیاتی شد.
ایزدخواستی با اشاره به موضوع پیوند فضاهای شهری با صنایع خلاق و دیپلماسی عمومی اظهار نمود: در برنامه ریزی این محله، دو هدف اصلی دنبال می شد؛ نخست، ارتقاء سطح و کیفیت زندگی ساکنان و دوم، افزایش گردشگرپذیری. فضاهای شهری، بخصوص میدانگاه ها، یکی از عناصر اصلی برای دستیافتن به این دو هدف بودند.
وی اضافه کرد: میدانگاه های تاریخی که از گذشته محل حضور و تعامل مردم بوده اند، در کنار فضاهایی که در دوره های جدیدتر بر اثر طراحی های ترافیکی شکل گرفته اند، می توانند فرصت مناسبی برای پیوند معنایی بخش های مختلف محله باشند. طراحی این فضاها باید به شکلی باشد که توریست موقع ورود به میدانگاه، با گشودگی فضایی و زبانی از طراحی مواجه شود که خاصیت های محله را معرفی می کند.
مدیرعامل سابق سازمان نوسازی و بهسازی شهر اصفهان با اشاره به تجربه میدان نقش جهان بیان کرد: هنگامی که انسان از مسیرهای پیرامونی وارد میدان نقش جهان می شود، ابتدا با یک گشودگی فضایی و امکان مشاهده آسمان مواجه می شود؛ سپس جداره های میدان، بوسیله زبان معماری و طراحی، تجربه حضور در فضا را شکل می دهند. این تجربه تاریخی نشان میدهد که طراحی فضای شهری می تواند با هدف هایی همچون رونق کارهای تجاری، ایجاد فرصت گفتگو و تعامل اجتماعی یا فراهم کردن فضایی برای تفرج و برگزاری رویدادها پیوند داشته باشد.
ایزدخواستی اضافه کرد: تلاش شد تجربه میدان نقش جهان، در مقیاسی محدودتر و متناسب با شرایط محله، در میدانگاه هایی مانند میدان شهشهان بازخوانی شود. قبل از آغاز طراحی، مساله از نظر مفهومی و فلسفی بررسی می شد تا هدف مورد نظر از تشکیل هر فضا روشن باشد و معمار و طراح شهری برمبنای همان هدف وارد مرحله طراحی شوند.

سه کیلومتر پیاده روی در بین حدود ۷۰ بنای تاریخی؛ طراحی تجربه گردشگری در محله دردشت

این مسئول با تشریح الگوی گردشگری مورد نظر برای محله دردشت اظهار داشت: در این برنامه، گردشگری مبتنی بر پرسه زنی انتخاب شد؛ به این معنا که توریست از یک نقطه وارد محله شود، در امتداد یک محور تاریخی حرکت نماید و از نقطه ای دیگر بیرون برود. طول این مسیر حدود سه کیلومتر بود و نزدیک به ۷۰ بنای تاریخی را در بر می گرفت.
وی اضافه کرد: چنین مسیری امکان تجربه مستقیم بافت تاریخی را فراهم می آورد. توریست می تواند در طول یک پیاده روی سه کیلومتری، با شمار زیادی از بناهای تاریخی مواجه شود و در کنار مشاهده معماری، تجربه ای از زندگی محله و ارتباط با ساکنان آن به دست آورد. این شیوه، زمینه ای برای تشکیل گردشگری خلاق فراهم می کند؛ گردشگری ای که بر تجربه زیسته، درک فضا و لمس خاصیت های محیط استوار است.
ایزدخواستی با اشاره به نسبت این الگو با مفهوم دیپلماسی عمومی اظهار نمود: دیپلماسی عمومی در این چارچوب، به مفهوم ایجاد ارتباط میان جامعه، کالبد شهری و کنشگران محلی با مخاطب جهانی است. این ارتباط الزاماً به گفتگوی مستقیم وابسته نیست؛ گاهی معنا بوسیله تجربه فضایی، مشاهده عناصر بصری و مواجهه با خاصیت های فرهنگی یک محیط منتقل می شود.
وی اضافه کرد: در راه طراحی شده، حدود ۴۰ نقطه و گوشه شهری برای اجرای نقاشی های گرفته شده از مکتب صفوی انتخاب گردید. این آثار بصورت کاشی کاری اجرا شدند و هرکدام خاصیت های مستقل داشتند؛ بعضی از نقش مایه های جانوری و گیاهی بهره می بردند و برخی دیگر برمبنای خاصیت های محیطی و فضای پیرامونی طراحی شده بودند. مجموعه این نقاط، نوعی گالری شهری در امتداد مسیر سه کیلومتری ایجاد می کرد.
مدیرعامل سابق سازمان نوسازی و بهسازی شهر اصفهان اضافه کرد: هدف از این طراحی، تنها ایجاد یک مسیر دیدنی نبود؛ بلکه قرار بود در توریست علاقه و تمایل برای ورود به محله، برقراری ارتباط، خرید یا همراه بردن محصولی از آن محدوده شکل بگیرد. در این مرحله، صنایع خلاق با فضای شهری ارتباط پیدا می کنند؛ چونکه تجربه فضایی می تواند زمینه رفتن به بازارها، فروشگاه های صنایع دستی و خانه های تاریخی با کاربری های گردشگری را فراهم آورد.
وی خاطرنشان کرد: هنگامی که توریست در یک محیط شهری تجربه ای مثبت به دست می آورد، آمادگی بیشتری برای ارتباط با کسب و کارها و محصولات فرهنگی آن محدوده پیدا می کند. به این ترتیب، کالبد شهری و نحوه مواجهه با آن، بدون نیاز به ابزارهای رسمی دیپلماسی، زمینه ای برای ارتباط فرهنگی میان جامعه محلی و مخاطبان بیرونی فراهم می آورد.
ایزدخواستی با اشاره به طراحی و اجرای حدود هشت میدانگاه در این محدوده اظهار داشت: برای میدانگاه ها، کارکردهای متنوعی درنظر گرفته شد تا امکان میزبانی از رویدادهای فرهنگی و اجتماعی برقرار شود. بعضی از این فضاها با عنایت به سابقه تاریخی خود برای برگزاری آئین هایی مانند تعزیه آماده شدند؛ برخی ظرفیت اجرای موسیقی داشتند و در بعضی دیگر، امکان میزبانی از تئاتر، سخنرانی و برنامه های مبتنی بر گفتگو پیشبینی شد.
وی اضافه کرد: بطور مثال، در میدانگاه های پیرامون بازارچه ها و حمام قاضی، امکان برگزاری برنامه های نمایشی مورد توجه قرار گرفت و در میدانگاه آقانور، ظرفیت میزبانی از نشست ها و رویدادهای گفت وگومحور درنظر گرفته شد. هدف این بود که هر میدانگاه متناسب با خاصیت های مکانی خود، کارکردی مشخص داشته باشد و در کنار دیگر فضاها، مجموعه ای از فرصتهای فرهنگی را در محله ایجاد نماید.
این مسئول با اشاره به تاثیر اقدامات انجام شده بر سرمایه گذاری در بافت تاریخی اظهار داشت: اجرای پروژه ها و معرفی تدریجی ظرفیتهای محله، امکان مشاهده تغییرات و تشکیل اعتماد در بین سرمایه گذاران را فراهم نمود. بنابراین این روند، ۱۴ خانه تاریخی که در معرض تخریب قرار داشتند، به هتل یا فضاهای گردشگرپذیر تبدیل شدند.
ایزدخواستی تاکید کرد: این تجربه نشان میدهد که برنامه ریزی شهری، زمانیکه با عنایت به خاصیت های تاریخی، نیازهای ساکنان، گردشگری و کارهای فرهنگی صورت گیرد، می تواند زمینه تغییر در یک محله فرسوده را فراهم آورد. محله دردشت با مشکلات کالبدی و اجتماعی مواجه بود، اما مجموعه اقداماتی که طی حدود پنج سال طراحی و اجرا شد، امکان استفاده باردیگر از ظرفیتهای آنرا به وجود آورد.
وی در آخر اظهار داشت: آن چه در دیپلماسی عمومی دنبال می شود، تشکیل ارتباط میان جامعه یک سرزمین و مخاطبان جهانی آن است؛ ارتباطی که در کنار دیپلماسی رسمی میان دولت ها، می تواند در بستر جامعه و بوسیله فضاهای شهری، برنامه ریزی فرهنگی و تجربه مستقیم محیط شکل بگیرد.

معماری؛ از بازخوانی میراث تا ایجاد ارتباط فرهنگی

مباحث طرح شده در نشست معماری و صنایع خلاق، ابزار دیپلماسی عمومی، طیفی از موضوعات در رابطه با نقش معماری در صنایع خلاق را در بر گرفت؛ از بازنمایی تصویری ایده های معمارانه و استفاده از الگوهای تاریخی در طراحی فضاهای معاصر تا نحوه مواجهه با مسجد جامع عتیق در طراحی خط دوم متروی اصفهان و نقش میدانگاه های تاریخی در تشکیل تجربه گردشگری.
تجربه های تشریح شده در این جلسه، بر اهمیت توجه هم زمان به هویت تاریخی، کیفیت فضایی، شیوه عرضه معماری و کارکردهای اجتماعی فضاهای شهری تاکید داشت؛ عناوینی که در پیوند با صنایع خلاق، ظرفیت معماری را برای معرفی فرهنگ ایرانی، تقویت ارتباط میان جامعه محلی و گردشگران و شکل دادن به زمینه های غیررسمی تعامل فرهنگی برجسته می کنند.

منبع:

1405/07/25
13:25:32
0.0 / 5
6
تگهای خبر: آموزش , ابزار , بهسازی , پروژه
این پست بن ایر مفید بود؟
(0)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۷ بعلاوه ۳