BonAir
بن ایر

داستانهایی از تاتارستان-۳

اهل كازانم: صافین ها و میراث تاتاری روسیه

اهل كازانم: صافین ها و میراث تاتاری روسیه

بن ایر: خاندان صافین هنوز هم چشم و چراغ تاتارها هستند.برادران تاتار ما می توانند همچنان كلید تحولات اوراسیا باشند.


خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ- شروین طاهریمادر «دمیر» نام او را با افتخار می برد چون پسرش به سنت پدران تاتارش نماز می خواند و مسجد می سازد.البته پدر بزرگ و پدر دمیر كه بزرگ شده دوران شوروی و از بزرگان جمهوری سوسیالیستی شورایی تاتارستان بودند این سنت ها را به جا نمی آوردند هرچند به قول دمیر، در عصر كمونیسم دین ستیز كه مساجد تعطیل بود و ماموران «میلیتسیا»، پلیس شوروی حتی از پنجره داخل خانه ها را می پاییدند تا مبادا كسی نماز نخواند، چندان تقصیری هم متوجه آنها نبود. می گوید پدربزرگ و پدرش كه نام هردوشان هم «صالح» است، با وجود اختناق هفت دهه ای، سنت های اسلامی را به شكلی حداقلی و به شیوه خودشان زنده نگاه داشتند و هر دو از صالحان قومشان بودند، از خاندان بزرگ «صافین». این نام به گوشمان آشناست. «مارات صافین» و « دینارا صافین»، برادر و خواهر مشهوری كه بزرگ ترین تنیسورهای مرد و زن فدراسیون روسیه محسوب می شوند از همین خانواده برخاسته اند. البته پرت افتادگی تاتارها از ما سبب شده بود در همه این سالها نام فامیلی آنها را در رسانه های ایرانی و عربی به اشتباه «سافین» هجی نماییم غافل از آن كه عنوان اصلی این خاندان مسلمان ریشه دار «صاف» بوده است كه بعد از تحولات بلشویكی قرن بیستم به اجبار به شكل روسی درآمده و همانند لنین و پوتین و یلتسین پسوند «این» به آن اضافه شده است. خانم صافین، صاحبخانه آپارتمان كومونی اما نونوار شده محل سكونت ما در یكی از محله های جا افتاده و نسبتا قدیمی واقع در شرق ارگ یا كرملین كازان است. در بدو ورو با چای، پاستیل میوه ای و پیروگ خانگی - یك جور كیك گرد سنتی روسی - از ما پذیرایی گرمی می كند. خیلی سریع معلوم می گردد دلیل این همه محبت خانواده صافین، نزدیك بودن نشستی در مورد بررسی محتوای قرآن كریم در كازان است كه مقرر است در آن شركت داشته باشیم وگرنه میزبانان در ابتدا فكر می كرده اند مهمانشان روس است و حالا با شناختن ما لطفشان دو چندان شده است. علاقه این خانم معلم بازنشسته زبان انگلیسی كه در مدارس شوروی درس خوانده و درس داده به قرآن شگفت انگیز است. این حتی از تصویری كه برای عكس حساب پیام رسانش انتخاب كرده مشخص است. پس تعجبی نیست كه پسرش «دمیر» كه یك مهندس عمران موفق و كاملا امروزی در آستانه ورود به دهه چهارم زندگی است، با كلام خدا انس داشته باشد.به قول مادرش این پسر صالح حتی سبب شده پدرش در پیرانه سری به نماز و عبادت روی آورد.

دمیر صافینمهندس صافین نیمی از زندگی اش در كازان و نیم دیگر در امارات است اما می گوید كه با عربها بیشتر انگلیسی حرف می زند چون عربی صحبت كردنش بر مبنای آیات است نه زبان محاوره ای. بیشتر شگفت زده می شوم وقتی می شنوم كه نسل در نسل فرزندان خاندان صافین و بسیاری دیگر از خانواده های برجسته تاتار در اوج عصر كمونیسم از سنین پایین دور از چشم ماموران مسكو در خانه تعلیمات مذهبی می دیده اند. دمیر هم مانند پدرش صالح و مادرش مینیسا، با این حال كه پدربزرگش یكی از شاخص ترین شخصیت های سیاسی در حكومت شوروی بود، از كودكی زیر نظر خود او با قرآن انس گرفته است. یك نسل قبل تر در بین تاتارها كسی نبود كه «صالح صافین» بزرگ را نشناسد. وی در دوران طولانی رهبری برژنف و بعد از آن، رئیس شورای اتحادیه های تجاری جمهوری سوسیالیستی تاتارستان؛ قائم مقام شورای عالی شوروی جمهوری تاتارستان و رابط اصلی آن با پولیتبوروی شوروی بود.

صالح صافینبه قول نوه اش، زمانی كه در كازان هنوز خیلی از خانه ها تلفن نداشتند، «رفیق صالح» در هر دو خودروی ویژه حكومتی سیاه و سفیدش تلفنهایی داشت كه مستقیما به مسكو وصل بودند. این كه حتی یك چنین سیاستمدار دانه درشتی در نظام شوروی، ایدئولوژی سوسیالیستی حاكم را دور می زده و به اسلام و سنتهای قومی و دینی اش توجه داشته، یكی از نكات مهمی است كه تحت تاثیر پروپاگاندای غربی و ظاهر آهنین نظام كمونیستی در ایران مغفول مانده است.این همان مبحث مورد علاقه «جرج اورول»، نویسنده شهیر انگلیسی یعنی پاشنه آشیل انسانی نظامهای ایدئولوژیك هم هست. شواهد بسیاری وجود دارد كه بخشی از نخبگان روس و آسیایی شوروی در نگاهی متناقض با ایدئولوژی رسمی حزب كمونیست به شدت تحت تاثیر تمدن اسلامی، صوفی گری و حتی خود قرآن بوده اند كه پرداختن به آن مبحث جداگانه ای می طلبد. فقط همین اشاره كافیست كه تا دهه ماقبل آخر قرن بیستم میلادی، مهمترین كتاب ها و فیلم ها در معرفی دانشمندان، فلاسفه و صوفیان مسلمان و آثار ادبای پارسی نظیر شاهنامه در بلوك شرق توتالیتر منتشر می شدند نه در غرب دموكرات یا بلاد اسلامی. میراث داران صالح «صالح صافین» كه زمستان سال گذشته در ۹۵ سالگی درگذشت، چشم و چراغ تاتارها بود و شخصیتش الهام بخش نسلهای بعدی صافین ها. دمیر نوه اش كه متولد كازان است و مارات نخستین تنیسور روسیه كه به صدر رنكینگ جهانی رسید و در مسكو به دنیا آمده، احیانا به یك اندازه تحت تاثیر شخصیت بزرگ خاندان قرار گرفتند. دمیر و مارات هر یك به شیوه خود و بر مبنای مقتضیات زندگی شان راه صافین بزرگ را ادامه دادند. دمیر یكی از نامهای مشترك میان تاتارها و روسهاست. در زبانهای تركی و آلتایی به معنای آهنین است و در اسلاوی به معنای كسی كه صلح به ارمغان می آورد. از سوی دیگر مارات همان مراد خودمان است كه ریشه ای عربی دارد. طرفه آن كه به نظر می آید اسم این دو میراث دار «صالح صافین» باید با هم عوض می شد. اولی با وجود اصرار مادرش كه می گوید روسها و تاتارها با هم خیلی خوب هستند، بیشتر با غیر روسها دمخور است اما دومی ملی پوش روسیه و نماینده حزب پوتین یعنی «روسیه متحد» در دومای دولتی روسیه بوده است. در اولین ملاقات با دمیر كه شب بازی ایران و اسپانیا در عصر یك روز كاری در هتل میراژ، محل اسكان تیم ملی ایران در قلب كازان صورت می گیرد نمی توانم كنجكاوی ام را در این مورد پنهان كنم كه آیا او مارات را از نزدیك می شناسد یا نه؟ پاسخ مثبت است. می گوید كه فامیل دور سرشناسشان را كه به تازگی از مسكو به لندن نقل مكان كرده خوب می شناسد و با هم حشر و نشر داشته اند.

دمیر صافینهر چند دقیقا متوجه نمی شوم كه ارتباط فامیلی آنها چقدر نزدیك است اما دقایقی بعد وقتی «كریم» پسر كوچك دمیر را در حال تماشای بازی مصر و روسیه می بینم، شباهت عجیب او با مارات صافین، خون مشترك را عیان می كند. شباهت دیگر صافین ها علاقه شدید به ورزش است. دمیر كه در نوجوانی هاكی روی یخ باز آماتور بود حالا در میانسالی جوجیتسو كار می كند و فرزندانش را هم كاملا ورزشی بار آروده است. حتی رفاقتهایش هم با محوریت ورزش هستند. دمیر كه مستقیما زیر دست پدر بزرگ سیاستمدارش در كازان بزرگ شده به مهندسی مذهبی تبدیل گشته كه به شدت بر هویت تاتاری اش تاكید دارد و حالا در كنار پروژه های شهری و ورزشی اش در حال ساخت یك مسجد به سبك تاتاری در حومه شهر است. شاهدم كه در ایام جام جهانی ۲۰۱۸ بازی های ایران و مصر را جدی تر از بازیهای روسیه دنبال می كند. حتی در آخرین لحظات بلیت دیدار ایران—اسپانیا را تهیه می كند و به كازان آرنا می آید كه در آن شب در تسخیر حدود ۵۰ هزار ایرانی است. البته هرچند «رستم مینیخانوف» رییس جمهور تاتارستان شاگرد پدر بزرگش بوده اما اصلا سیاسی نیست و ارتباط نزدیك تری با شخصیت های مذهبی جمهوری شان دارد همچون «كامیل سامیگولین» مفتی جوان تاتارستان كه هر هفته روی تشك رزمی با هم تمرین می كنند. طی سال قبل دیدار هر دوی این شخصیت های پیر و جوان با متولی سرشناس آستان قدس رضوی خبر ساز شده بود. ضمنا همزمان متوجه ارتباط خوب دمیر با «علی اقبالی» سركنسول پیشین مان در كازان می شوم؛ نشانه هایی از رویكرد جدید مثبت نخبگان تاتار نسبت به ایران. تسلط این مهندس به فقه حنبلی و قرآن به قدری است كه. حتی چندی قبل شورای تاتارهای ونكوور كانادا از او دعوت نمودند كه سمت امامت جماعت مسجدشان را بپذیرد. دمیر با خنده این درخواست عجیب را رد كرد ولی دغدغه هایش به قوت خود باقی ماندند. او اصرار دارد تا ما را در رستورانهای سنتی كازان میهمان كند كه نمایش دهنده هویت و سبك زندگی قدیمی تاتارها و تا حدودی شبیه سفره خانه های خودمان هستند. همینطور به یكی از كافه های بسیار نادر در روسیه در بین خیل كافه های غربی خیابان باومن می رویم كه در آن برای صرف نوشیدنی های شرقی شامل عرقیجات و چای نعناع به سبك ایرانی و كشیدن قلیان باید كفش ها را در آورده و روی مخدع نشست. او به شدت علاقمند به احیای سبك زندگی سنتی مردمش است و با وجود منافع كلانی كه در كشورهای عربی و غربی انتظارش را می كشد حاضر نیست سرزمین آبا و اجدادی را رها كند. اما اگر «دمیر صالحوویچ صافین» مرد خانه تاتارها باقی مانده به معنای این نیست كه لژیونرهای تاتار هویت خویش را فراموش كرده اند. «مارات مبینوویچ صافین» هیچگاه در كازان زندگی نكرده اما مراد مدرن خیلی از جوانان شهر است. او هنوز هم دغدغه های هویتی خودش را حفظ نموده است. مراد فرزند مبین و روضه، دو قهرمان تنیس شوروی سابق در بخش مردان و زنان است. او و خواهرش دینارا شغل خانوادگی شان را تا بالاترین سطح جهانی اش ادامه دادند. مراد به نخستین تنیسور فدراسیون روسیه بدل شد كه یك گرنداسلم را در اوپن آمریكای ۲۰۰۰ فتح كرد.سپس به صدر رنكینگ جهانی تنیس حرفه ای بالاتر از لیتون هیویت آمریكایی دست یافت و همینطور به تیم ملی روسیه كمك كرد تا برای اولین بار در جام دیویس قهرمان شود. خواهرش هم به فاصله چند سال به افتخاراتی كمابیش مشابه دست یافت.

مارات صافینمراد نمونه كامل یك تاتار مسلمان جهان وطن است.او یك مسكوویچ(متولد مسكو) بزرگ شده و شهروند افتخاری والنسیا و ساكن لندن است.با آن كه از نوجوانی در آكادمی های تنیس اسپانیا بار آمده، سالها در غرب زندگی كرده و حتی یكی از الگوهای رسمی جامعه روسیه محسوب شده و در جهان هم بیشتر او را بعنوان یك روس می شناسند اما همچنان روی هویت اسلامی و شرقی اش تعصب دارد. در سال ۲۰۱۱ در جریان مبارزات انتخاباتی اش برای دوما در مصاحبه ای با خبرگزاری فرانسه گفته بود كه نه تنها خویش را یك تاتار بلكه یك مسلمان شرقی و متعصب می داند چون كه این دو هویت از هم جدا نشدنی هستند. البته به هیچ وجه نباید تصور كرد كه این حرفها شعارهایی تبلیغاتی از جانب یك پیشكسوت ورزشی در آستانه انتخابات بودند بلكه حتی ممكن بود در آن مقطع برایش گران تمام شوند چون قرار نبود صافین از تاتارستان نامزد مجلس شود. برعكس او از نیژنی نووگوراد نامزد شد تا یكی از كرسی های خالی حزب روسیه متحد وابسته به كرملین را پر كند.یكی از قدیمی ترین شهرهای روس نشین كه كمترین اقلیت تاتار یا مسلمان را به نسبت بسیاری دیگر از شهرهای بزرگ تر از خود دارد. حتی می توان گفت، حزب حاكم چندان خوشش نمی آمد از این كه محبوب ترین چهره بین المللی تاتارها از خاستگاه آبا و اجدادی اش در كازان نامزد دوما شود چون ممكن بود معادلات سیاسی را به هم بزند. تاتارها كلید داران آینده اوراسیاشاید اظهار نظر مارات صافین در خصوص این كه هویت های تاتاری و مسلمان از یكدیگر جدا نشدنی هستند در زمانه جدید چندان دقیق نباشد اما در عین حال باید این نكته مهم را هم اضافه كرد كه هیچ قوم آسیایی چنین در جماعت شبه اروپایی روسیه شامل روس و اسلاو و ژرمن و اوگریك(هون ها و فنلاندی ها) جا باز نكرده است. در حقیقت تنها یك چهارم مردمانی كه در گوشه و كنار جهان خویش را بعنوان اسلاف تاتارها باز می شناسند در جمهوری تاتارستان روسیه زندگی می كنند كه بخصوص در سالهای بعد از فروپاشی بلوك شرق تلاش دارد خویش را یك ام القرای اسلامی معرفی نماید. این در در حالیست كه كازان مركز این منطقه را می توان بی نظیرترین محل همزیستی اسلام و مسیحیت در جهان نامید.

مارات صافینخودم در كازان، سارانسك و مسكو شاهد مسیحی شدن بخشی كوچك از اجتماع تاتارها بودم. این كه این اتفاق در عصر تزار در قرن های هجدهم و نوزدهم میلادی افتاده یا متاخر تر است را باید تاریخدانان بگویند ولی بطور قطع بخش دیگری از آنهایی كه به اروپا و آمریكا مهاجرت كرده اند اخیرا مسیحی یا لائیك شده اند. حتی تاریخ نشان داده است كه بخشی از اسلاف احتمالی تاتارها در آسیای میانه و شمال خزر، در دوران امپراتوری های خزری و مغولی، از دو هزار و پانصد سال پیهودی و یا مسیحی شده بودند اما اسلام طی هزار سال قبل آمد و ماند. اگر به سخنان مارات صافین و تجربه خانوادگی این شاخه از خندان صافین ها بازگردیم در كل هویت تاتاری حتی در صورت دور افتادن از خاستگاه آسیایی اش به شكل عمیقی با اسلام گره خورده است؛ چیزی شبیه هویت قومی-مذهبی واحد ارامنه، آشوری ها و چچنی ها. خاندان صافین هنوز هم چشم و چراغ تاتارها هستند اما نباید نادیده بگیریم كه تاریخ اوراسیا بویژه روسیه معاصر شخصیت های تاتار بزرگی به خود دیده و كماكان می بیند. حتی زبان و ادب روسی مدیون لئو تولستوی و آنا آخماتوواست. نویسنده بزرگ روس در جوانی در دانشگاه كازان بالید و آشنایی اش با عرفان و فلسفه كه جهان بینی اش را متحول ساخت مدیون مسلمانان تاتار بود. از سوی دیگر بزرگ ترین شاعره معاصر روسیه كه نماد تحول جایگاه زنان در روسیه پسا شوروی به حساب می آید اصالتی تاتار داشت. به عبارت دیگر اگر اوراسیا را سرزمین تحولات بزرگ آینده بدانیم، برادران تاتار ما می توانند همچنان كلید این تحولات باشند.

1397/04/25
13:19:52
5.0 / 5
23
تگهای خبر: سنتی
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۲ بعلاوه ۴