راز کاخ های صفوی در آپادانا فاش می شود؟
به گزارش بن ایر، یک تاریخ پژوه دوره صفوی اظهار داشت: کشف اخیر آب انبار صفویه در اصفهان می تواند سرنخی برای شناسایی لایه های ناشناخته مجموعه سعادت آباد باشد، اما نتیجه گیری غائی به ادامه کاوش ها وابسته است.
خبرگزاری مهر، گروه استانها - کوروش دیباج: کشف یک سازه تاریخی که از جانب کارشناسان بعنوان آب انبار دوره صفوی در جریان عملیات حفاری خیابان آپادانای اصفهان شناسایی شده، بار دیگر نگاه ها را متوجه یکی از ناشناخته ترین بخش های جغرافیای تاریخی پایتخت صفوی کرده است؛ محدوده ای که در همسایگی مجموعه باشکوه سعادت آباد قرار داشته و برخی محققان احتمال می دهند هنوز لایه های مهمی از تاریخ شهر اصفهان را در دل خود پنهان کرده باشد.
اگرچه بررسیهای دیرینه شناسی درباره ی ماهیت این سازه همچنان ادامه دارد و اظهار نظر قطعی درباره ی هویت آنرا باید به پایان مطالعات میدانی موکول کرد، اما همین کشف، پرسش های جدیدی را پیش روی تاریخ پژوهان قرار داده است؛ آیا این سازه بخشی از یک آب انبار صفوی است؟ آیا می تواند به مجموعه باغ شهر سعادت آباد ارتباط داشته باشد؟ آیا در این محدوده هنوز بقایایی از کاخ ها، باغ ها و تأسیسات وابسته به پایتخت صفوی در زیر لایه های شهر امروز باقیمانده است؟
برای بررسی این موضوع، با مهرداد موسوی خوانساری، پژوهشگر تاریخ و نویسنده، به گفت و گو نشسته ایم.
آب انبار صفوی کشف شده در خیابان آپادانا
کشف سازه ای که از آن بعنوان آب انبار دوره صفوی در خیابان آپادانای اصفهان یاد می شود، از منظر تاریخ پژوهی چه اهمیتی دارد؟ آیا چنین یافته ای می تواند نگاه ما را به جغرافیای تاریخی اصفهان عصر صفوی تغییر دهد؟
پیش از هر چیز باید تاکید کنم که یک مورخ، قبل از هرگونه نتیجه گیری، با دیده تردید و نگاه انتقادی به یافته ها می نگرد. من شخصاً این سازه را از نزدیک ندیده ام و اطلاعاتم بر پایه گزارش هایی است که از جانب کارشناسان انتشار یافته است. ازاین رو درباره ی هویت آن با احتیاط سخن می گویم.
آنچه تابحال اعلام شده، اینست که با یک سازه آبی مواجه هستیم که احتمال داده می شود آب انباری متعلق به دوره صفوی باشد؛ اما برای یک تاریخ پژوه، صرف شباهت معماری یا برخی خاصیت های ظاهری برای انتساب یک بنا به دوره ای خاص کافی نیست. ما به طور معمول به دنبال اسناد، کتیبه ها، نوشته ها یا شواهد متقن تاریخی هستیم تا بتوانیم درباره ی هویت و تاریخ یک بنا با قطعیت سخن بگوییم.
با این حال، اگر فرض نماییم این سازه واقعا یک آب انبار متعلق به دوره صفوی باشد، کشف آن چندان دور از انتظار نیست. این محدوده در مجاورت گبرآباد قدیم و مجموعه سعادت آباد قرار دارد؛ منطقه ای که قبل از صفویان نیز سکونتگاه انسانی بوده و بعد از راه اندازی مجموعه سلطنتی سعادت آباد در دوره شاه عباس دوم، اهمیت آن چند برابر شد.
در واقع، تشکیل باغ شهر سعادت آباد تنها به ساخت چند کاخ سلطنتی محدود نبود. پیرامون این مجموعه کم کم محلات، باغ ها، خانه ها، بازارها، حمام ها و تأسیسات خدماتی شکل گرفت و طبیعی است که سازه هایی همچون آب انبار نیز بخشی از زیرساخت زندگی در این محدوده بوده باشند.
از این منظر، اگر این سازه همان آب انبار صفوی باشد، بالاتر از آنکه یک کشف غافلگیرکننده باشد، حلقه ای از زنجیره شناخت ما نسبت به توسعه شهری اصفهان در دوره صفوی خواهد بود؛ زنجیره ای که هنوز بخش های فراوانی از آن ناشناخته مانده است.
برخی باستان شناسان احتمال داده اند این سازه ممکنست تنها یک آب انبار مستقل نباشد و به مجموعه ای بزرگ تر تعلق داشته باشد؛ حتی فرضیه ارتباط آن با یک مجموعه حکومتی یا کاخ صفوی نیز مطرح گردیده است. این احتمال را با عنایت به منابع تاریخی چه طور ارزیابی می کنید؟
باید میان «فرضیه» و «واقعیت تاریخی» تفاوت قائل شویم. امروز هنوز هیچ سند قطعی وجود ندارد که بتوان با استناد به آن از کشف بقایای یک کاخ صفوی در این محدوده سخن گفت. اما این بدان معنا نیست که چنین احتمالی از اساس منتفی باشد.
آنچه از منابع تاریخی می دانیم اینست که شاه عباس دوم در ساحل شمالی و جنوبی زاینده رود مجموعه عظیمی را با عنوان سعادت آباد بنیان گذاشت؛ مجموعه ای که تنها یک کاخ نبود، بلکه شهری سلطنتی به شمار می رفت و شامل باغ ها، کوشک ها، کاخ ها، حرمسرا، بناهای خدماتی و فضاهای وابسته می شد.
در کنار این مجموعه نیز کم کم شهرکی اعیان نشین شکل گرفت؛ برای اینکه زمانیکه شاه و درباریان برای اقامت های فصلی به سعادت آباد می آمدند، خیلی از رجال، وزیران و بزرگان حکومت نیز در همین محدوده سکونت داشتند. ازاین رو ایجاد خانه ها، بازارها، حمام ها، باغ ها و تأسیسات عمومی در اطراف این مجموعه بطورکامل طبیعی بوده است.
اگر سازه کشف شده واقعا آب انبار باشد، احتمال دارد به همین بافت پیرامونی تعلق داشته باشد؛ یعنی بخشی از شبکه خدمات رسانی شهرک اعیان نشینی که در کنار سعادت آباد شکل گرفته بود.
از سوی دیگر نباید فراموش نماییم که این منطقه قبل از ساخت سعادت آباد نیز سابقه سکونت داشته است. اینجا بخشی از «گبرآباد» قدیم بود؛ جایی که زرتشتیان در آن زندگی می کردند و بعد از انتقال آنان، زمینه برای توسعه مجموعه سلطنتی فراهم گردید.
به همین دلیل، هنوز نمی توان با قطعیت گفت این سازه متعلق به دوره ساخت سعادت آباد است یا به لایه های قدیمی تر این محدوده متعلق می باشد. این مساله تنها با ادامه جستجوهای دیرینه شناسی و مطالعات تطبیقی روشن خواهد شد.
در میان منابع مکتوب دوره صفوی، کدام سفرنامه ها و اسناد تاریخی تصویری روشن تر از محدوده سعادت آباد و اراضی پیرامون آن ارایه می کنند؟ آیا این منابع می توانند در تفسیر کشف اخیر راهگشا باشند؟
اگر بخواهیم درباره ی سعادت آباد سخن بگوییم، بدون تردید باید از دو سفرنامه بسیار مهم شروع کنیم؛ یکی سفرنامه ژان شاردن، جهانگرد فرانسوی، و دیگری سفرنامه انگلبرت کمپفر، پزشک و جهانگرد آلمانی. این دو نفر نه تنها از اصفهان بازدید کرده اند، بلکه مجموعه سعادت آباد را از نزدیک دیده و توصیف کرده اند؛ از همین رو نوشته های آنان برای محققان امروز ارزش یک سند تاریخی را دارد.
به ویژه شاردن با دقتی کم نظیر، فضای کالبدی و عملکردی این مجموعه را شرح می دهد. او تنها به معرفی کاخ ها بسنده نمی کند، بلکه از باغ ها، خیابان ها، فضای پیرامونی و حتی برخی آئین هایی که در این محدوده برگزار می شده سخن می گوید. این جزئیات برای محققان اهمیت فراوانی دارد، برای اینکه کمک می نماید سیمای واقعی اصفهان صفوی را بازسازی نماییم.
کمپفر نیز اطلاعات ارزشمندی درباره ی این محدوده عرضه می کند و بعضی از خاصیت های معماری و فضایی مجموعه را ثبت کرده است. افزون بر این، در دوره قاجار نیز اوژن فلاندن تصویری از وضعیت بقایای سعادت آباد ارایه می کند؛ هرچند در زمان او دیگر بخش عمده شکوه این مجموعه از میان رفته بود و طبیعی است که گزارشهای وی بیشتر به ویرانه های باقیمانده مربوط می شود.
در مجموع، این منابع نشان میدهد که سعادت آباد تنها یک کاخ نبود، بلکه مجموعه ای گسترده و چندلایه به شمار می رفت و این موضوع سبب می شود هر کشف تازه در پیرامون آن، ارزش پژوهشی پیدا کند.
آیا در وقف نامه ها، نقشه های تاریخی یا دیگر منابع مکتوب، نشانه ای از وجود کاخ ها، باغ ها یا مجموعه های وابسته به سعادت آباد در محدوده خیابان کنونی آپادانا دیده می شود؟
اگر بخواهیم دقیق صحبت نماییم، باید موقعیت امروزی را با جغرافیای تاریخی تطبیق دهیم. محدوده ای که امروز خیابان آپادانا نامیده می شود، در گذشته بخشی از عرصه ای وسیع تر بوده که ارتباط نزدیکی با سعادت آباد و باغ های پیرامون آن داشته است.
در دوره های بعد، بخصوص در عصر قاجار، محور کنونی خیابان فیض با عنوان چهارباغ امین آباد شناخته می شد؛ چهارباغی که در دو سوی آن باغ های مختلفی قرار داشت. همچون باغ کاج، باغ انارستان، باغ نگارستان و چند باغ دیگر که هر یک بخشی از هویت تاریخی این محدوده را تشکیل می دادند.
این مبحث اهمیت زیادی دارد، برای اینکه سازه ای که امروز کشف شده، از نظر موقعیت جغرافیایی فاصله چندانی با این باغ ها ندارد. بنابراین، اگر واقعا یک آب انبار باشد، این احتمال نیز وجود دارد که به یکی از همین باغ های تاریخی تعلق داشته باشد؛ باغ هایی که بدون شک دارای کوشک، عمارت، تأسیسات خدماتی و سیستم های آبرسانی بوده اند.
از سوی دیگر، نباید فراموش کرد که بخش عمده ای از این باغ ها در طی زمان از میان رفته اند و امروز تنها نام آنها در منابع تاریخی باقیمانده است. نه تصویری از خیلی از آنها در دست داریم و نه آثار معماری قابل توجهی از آنها باقیمانده است.
در مقابل، درباره ی خود مجموعه سعادت آباد اطلاعات بسیار بیشتری در اختیار داریم. نقشه ها، سفرنامه ها و برخی اسناد تاریخی تا حد زیادی ساختار کلی آنرا معرفی کرده اند. ازاین رو اگر در آینده نتایج دیرینه شناسی بیشتری در این محدوده به دست آید، می توان آنها را با اطلاعات منابع مکتوب تطبیق داد و تصویر کامل تری از این بخش از اصفهان صفوی ارایه کرد.
برخی باور دارند اگر در ادامه کاوش ها بقایای معماری دیگری نیز کشف شود، فرضیه وجود یک مجموعه حکومتی یا حتی کاخی صفوی در این محدوده تقویت خواهد شد. از نگاه یک تاریخ پژوه، چه نوع شواهدی می تواند چنین فرضیه ای را از حد گمانه فراتر ببرد؟
در پژوهش تاریخی، هیچ فرضیه ای صرفا با یک یافته تأیید نمی گردد. به جهت اینکه بتوان درباره ی وجود یک مجموعه سلطنتی یا کاخ سخن گفت، باید مجموعه ای از شواهد در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
اگر در ادامه کاوش ها بقایای دیوارهای گسترده، شبکه منظم آبرسانی، کف سازی های شاخص، عناصر معماری کاخ ها، تزئینات وابسته به معماری سلطنتی یا مجموعه ای از سازه های در رابطه با یکدیگر کشف شود، آنگاه می توان با اطمینان بیشتری درباره ی کاربری این محدوده اظهار نظر کرد.
در حال حاضر، کشف یک سازه آبی اگر هویت آن قطعی شود ـ تنها یک قطعه از این پازل است. اما همین قطعه نیز اهمیت زیادی دارد، برای اینکه نشان میدهد هنوز لایه های ناشناخته ای از اصفهان صفوی در زیر شهر امروزی باقیمانده است.
به باور من، هر کشف تازه در این محدوده، همانند روشن شدن چراغی در بخشی تاریک از تاریخ اصفهان است. مجموعه سعادت آباد در دوره صفوی یکی از مهم ترین مراکز سلطنتی ایران بود، اما متاسفانه بر اثر تحولات تاریخی، بخصوص تخریب های گسترده دوره قاجار، بخش اعظم آن از میان رفت و امروز تنها بخش کوچکی از هویت آن برای ما باقیمانده است.
از این رو، حتی اگر این سازه مستقیماً به یک کاخ تعلق نداشته باشد، باز هم می تواند اطلاعات ارزشمندی درباره ی ساختار شهری، نحوه استقرار جمعیت، نظام خدمات رسانی و ارتباط بخش های مختلف این مجموعه بزرگ در اختیار محققان قرار دهد.
بطور خلاصه، آن چه تاکنون اعلام شده، این است که با یک سازه آبی مواجه هستیم که احتمال داده می شود آب انباری متعلق به دوره صفوی باشد؛ اما برای یک تاریخ پژوه، صرف شباهت معماری یا برخی خاصیت های ظاهری برای انتساب یک بنا به دوره ای خاص کافی نیست. اما این بدان معنا نیست که چنین احتمالی از اساس منتفی باشد. نه تصویری از بسیاری از آنها در دست داریم و نه آثار معماری قابل توجهی از آنها باقی مانده است.
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب