BonAir
بن ایر

نفس مجردها هم بند آمده

نفس مجردها هم بند آمده

به گزارش بن ایر، در شرایطی که تورم و هزینه های زندگی روزبه روز بیشتر می شود، حتی مجرد ماندن هم دیگر تصمیمی کم هزینه نیست و تأمین مخارج یک زندگی مستقل برای خیلی از جوانان دشوار شده است.


به گزارش بن ایر به نقل از خبر آنلاین؛ روزهای ابتدایی هر ماه که می رسد، پیامک واریز حقوق می آید و برای چند دقیقه همه چیز خوب به نظر می آید. عدد حساب را نگاه می کنی و با خودت می گویی این ماه مقرر است بهتر مدیریت کنم؛ کمتر بیرون غذا بخورم، خرید اضافه نکنم و شاید حتی مقداری هم کنار بگذارم. اما چند روز بعد، قسط، اجاره و قبض و خرید خانه و رفت وآمد یکی یکی از راه می رسند. آخر ماه که می شود، همان سؤال همیشگی باقی می ماند: پول کجا رفت؟
مجردها زیر فشار گرانی این شاید ساده ترین تصویر از چیزی باشد که امروز می توان اسمش را «اقتصاد مجردی» گذاشت؛ اقتصادی که در آن یک نفر باید هزینه های یک زندگی کامل را با یک درآمد بچرخاند. تصور رایج اینست که فرد مجرد چون تنهاست، پس طبیعتاً هزینه کمتری هم دارد. بخشی از این تصور درست است اما همه ماجرا نیست. یک نفر غذای کمتری مصرف می کند، اما اجاره خانه، اینترنت، قبض، لوازم خانه و خیلی از هزینه های ثابت با تنها شدن افراد، نصف نمی شوند.
مجردها هم از تورم در امان نیستند برای سال ۱۴۰۵ حداقل مزد روزانه کارگران ۵ میلیون و ۵۴۱ هزار و ۸۵۰ ریال تعیین شده و حداقل مزد ماهانه به حدود ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان می رسد. حداقل مزد نسبت به سال قبل نیز ۶۰ درصد افزوده شده است. البته این عدد را نباید با حقوق غائی دریافتی همه کارگران یکی دانست؛ مزایا، سابقه، حق مسکن، بن کارگری، بیمه و سایر موارد می تواند دریافتی افراد را متفاوت کند. با این وجود، همین رقم یک نقطه آغاز برای فهم دخل وخرج زندگی یک کارگر مجرد است.
اما ماجرا وقتی جدی تر می شود که افزایش حقوق را کنار افزایش نرخها بگذاریم. طبق داده های مربوط به مرداد ۱۴۰۵، تورم نقطه به نقطه به حدود ۸۹ درصد رسیده است. ازاین رو این که حقوق ۶۰ درصد بالا رفته، به تنهایی به این معنا نیست که قدرت خرید هم به همان اندازه بیشتر شده است. برای کسی که هر ماه باید از همان حقوق، هزینه مسکن و خوراک و رفت وآمد و سایر مخارج را پرداخت کند، عدد روی فیش حقوقی تنها بخشی از داستان است؛ مهم تر از آن، چیزی است که در انتها ماه از این عدد باقی می ماند.
مسکن، غولی که حقوق مجردها را می بلعد در چنین شرایطی، حتی اگر فرد تمام تلاش خویش را برای مدیریت مخارج به کار بگیرد، باز هم بخشی از هزینه ها قابل حذف نیستند. نمی توان اجاره خانه را به تعویق انداخت، رفت وآمد را برای یک ماه کنار گذاشت یا خرید مواد غذایی را کاملا حذف نمود. به همین دلیل، فشار اقتصادی برای یک فرد مجرد لزوماً از جایی آغاز نمی شود که او ولخرجی کرده باشد؛ گاهی فشار از همان جایی شروع می شود که درآمد، کفاف هزینه های ضروری را نمی دهد.
خانه اما همان جایی است که معادله زندگی مجردی سخت می شود. یک فرد تنها اگر بخواهد مستقل زندگی کند، نمی تواند اجاره را با نفر دیگری تقسیم کند؛ مگر این که همخانه داشته باشد. خانه کوچک تر می گیرد، از مرکز شهر دورتر می شود یا محله ارزان تری انتخاب می کند، اما در هر حالت باید سهم قابل توجهی از درآمدش را به مسکن اختصاص دهد. درست همین جاست که تفاوت «مجرد بودن» با «کم هزینه بودن» خودش را نشان می دهد؛ یک نفر ممکنست کمتر مصرف کند، اما نمی تواند همه هزینه های ثابت را حذف کند.
براستی، یکی از مهم ترین تفاوت های زندگی یک نفره با زندگی چندنفره، مسئله «سرشکن شدن هزینه ها» است. وقتی دو نفر درآمد دارند، هزینه هایی مثل اجاره، اینترنت، قبوض و بخشی از هزینه های خانه می تواند میان دو درآمد تقسیم شود. اما در زندگی مستقل یک نفر، همان هزینه ها باید از یک فیش حقوقی پرداخت گردد. به این علت ممکنست هزینه مصرفی یک فرد کمتر باشد، اما سهم هزینه های ثابت از درآمد او بیشتر شود.
البته همه مجردها هم شرایط یکسانی ندارند. جوانی که با خانواده زندگی می کند، ممکنست اصلاً اجاره ندهد و بخش قابل توجهی از هزینه خوراک و قبض هم بر عهده خانواده باشد. فرد دیگری شاید با یک یا دو همخانه زندگی کند و هزینه مسکن را تقسیم کند.
ازاین رو «مجرد بودن» به تنهایی نمی تواند وضعیت مالی افراد را توضیح دهد؛ آن چه اهمیت دارد، میزان استقلال مالی و هزینه ای است که فرد برای تامین یک زندگی مستقل پرداخت می کند.
اما کسی که تصمیم گرفته کاملا مستقل باشد، با یک وضعیت متفاوت مواجه است؛ از خرید یخچال و لباسشویی گرفته تا پرداخت قبض و اینترنت، همه هزینه ها مستقیم از جیب خودش پرداخت می شود. حتی هزینه هایی که در نگاه اول کوچک به نظر می رسند، در زندگی یک نفره به سادگی جمع می شوند.
یک وسیله خانه خراب می شود، گوشی نیاز به تعمیر پیدا می کند یا یک هزینه درمانی پیشبینی نشده به وجود می آید؛ در چنین شرایطی، اگر پس اندازی وجود نداشته باشد، همان یک اتفاق می تواند تعادل مالی یک ماه را برهم بزند.
پس از مسکن، نوبت به خرج هایی می رسد که به طور معمول در حساب وکتاب اول ماه دیده نمی شوند. تاکسی اینترنتی، خرید از فروشگاه، سفارش غذا در یکروز شلوغ، قهوه، اشتراک اینترنت، یک دورهمی، خرید لباس یا حتی چند خرید کوچک روزمره، هرکدام شاید رقم بزرگی نباشند. اما وقتی در انتها ماه کنار هم قرار می گیرند، عددشان دیگر کوچک نیست. مشکل اقتصاد مجردی گاهی یک خرج سنگین نیست؛ جمع شدن ده ها خرج کوچک است.
همین هزینه های کوچک به طور معمول نخستین ضربه را به تفریح و پس انداز می زنند. وقتی درآمد و هزینه به هم نزدیک باشند، فرد ابتدا از چیزهایی می زند که حذفشان آسان تر است؛ رستوران و کافه کمتر، سفر کمتر، خرید لباس کمتر و تفریح محدودتر. بعد نوبت پس انداز می رسد. جمله «این ماه نشد، ماه بعد کنار می گذارم» برای خیلی ها تبدیل به یک عادت ماهانه می شود؛ عادتی که با یک هزینه پیشبینی نشده مثل تعمیر گوشی، درمان یا خرابی وسیله خانه، باز هم عقب می افتد.
اینجا مسئله فقط ناتوانی در پس انداز نیست؛ مسئله از دست رفتن حاشیه امن مالی است. فردی که هیچ مبلغی برای ماه های بعد کنار نمی گذارد، در مقابل افزایش ناگهانی نرخها یا یک هزینه غیرمنتظره لطمه پذیرتر می شود. به همین دلیل، ممکنست فرد در ظاهر زندگی خویش را مدیریت کند و حتی ولخرج هم نباشد، اما همچنان در انتها هر ماه هیچ ذخیره ای نداشته باشد.
مجردها زندگی را قسطی می گذرانند از سوی دیگر، قسط هم بخشی از اقتصاد زندگی امروز است. خیلی از خریدهایی که زمانی با یک یا دو حقوق انجام می شد، حالا ممکنست به پرداخت چندماهه تبدیل گردد. برای فردی که تنها یک درآمد دارد، قسط فقط یک عدد ثابت در آغاز ماه نیست؛ بخشی از درآمد ماه های آتی را هم از قبل مصرف کرده است. ازاین رو هرچه تعداد تعهدات ماهانه بیشتر شود، قدرت رزمایش مالی فرد کمتر می شود.
اگر هم زمان اجاره، قسط و هزینه های روزمره بالا برود، فضای رزمایش مالی فرد خیلی کوچک می شود و کوچک ترین اتفاق پیشبینی نشده می تواند بودجه یک ماه را به هم بریزد. در چنین وضعیتی، فرد ممکنست برای جبران یک هزینه ناگهانی مجبور شود از دوستان یا خانواده پول قرض بگیرد، خریدی را به تعویق بیندازد یا حتی یک تعهد مالی جدید بوجود آورد. به این ترتیب، فشار یک ماه می تواند به ماه بعد منتقل شود و به یک چرخه دائمی تبدیل گردد.
معیشت مجردها زیر فشار گرانی می چرخد در محاسبات مربوط به سبد معیشت کارگران در سال ۱۴۰۵، رقم سبد معیشت خانوار حدود ۴۲.۹ میلیون تومان اعلام شده است. این عدد البته هزینه زندگی یک فرد مجرد نیست و نباید چنین برداشتی از آن داشت؛ این سبد برای خانوار محاسبه شده است. اما همین رقم، در کنار حداقل مزد حدود ۱۶.۶ میلیون تومانی، فاصله میان درآمدهای حداقلی و هزینه های زندگی را برجسته می کند.
البته برای فهم «اقتصاد مجردی» نباید سبد معیشت خانوار را مستقیماً به هزینه یک فرد تنها تعمیم داد. مسئله اصلی اینست که فرد مجرد چه میزان از درآمد خویش را صرف هزینه هایی می کند که امکان کاهش یا حذف آنها وجود ندارد. ممکنست یک نفر در مجموع غذای کمتری بخرد، اما اگر بخش بزرگی از درآمدش صرف اجاره، رفت وآمد و سایر هزینه های ثابت شود، الزاماً امکان پس انداز بیشتری نخواهد داشت.
به این علت شاید بهتر باشد «اقتصاد مجردی» را فقط از زاویه این که یک نفر کمتر غذا می خورد یا لباس کمتری می خرد بررسی نکنیم. مسئله اصلی اینست که وقتی یک نفر تنها زندگی می کند، تمام هزینه های ثابت روی یک درآمد قرار می گیرد. اگر درآمد و هزینه با فاصله کمی از یکدیگر حرکت کنند، نخستین چیزی که از سبد مالی حذف می شود، مخارج اختیاری است و پس از آن پس انداز؛ در صورتیکه هزینه های ضروری همچنان سر جای خود باقی می مانند.
برای جوانی که جدیدالورود بازار کار شده، این فشار می تواند جدی تر باشد. درآمد در سالیان نخست اشتغال به طور معمول پایین تر از سالیان بعد است، در صورتیکه هزینه مستقل شدن از همان اول وجود دارد. اجاره، خرید لوازم خانه، رفت وآمد و هزینه های روزمره منتظر افزایش درآمد نمی مانند. نتیجه این می شود که تصمیم برای مستقل زندگی کردن، بیشتر از گذشته به یک تصمیم اقتصادی تبدیل می شود.
شاید به این علت است که برای بخشی از جوانان، ماندن در خانه والدین فقط یک انتخاب خانوادگی نیست؛ یک تصمیم مالی است. وقتی اجاره یک خانه می تواند بخش بزرگی از درآمد را مصرف کند، زندگی با خانواده یا همخانه شدن به راهی برای کاهش هزینه های ثابت تبدیل می شود. در این شرایط، حتی تصمیم در رابطه با محل زندگی، تعداد همخانه ها یا زمان مستقل شدن هم مستقیماً با قدرت خرید و سطح درآمد گره می خورد.
زندگی مجردی دیگر ارزان نیست بالاخره، سؤال اصلی شاید این نباشد که یک فرد مجرد در ماه چقدر خرج می کند. سؤال جذاب تر اینست که پس از پرداخت همه هزینه های ضروری، چقدر برای خودش باقی می ماند؟ اگر پاسخ این سؤال «تقریباً هیچ» باشد، دیگر نمی توان فقط با گفتن این که «مجردها خرج کمتری دارند» وضعیت را توضیح داد.
برای بخشی از جوانان، مجردی دیگر فقط یک وضعیت تأهل نیست؛ یک محاسبه اقتصادی است؛ محاسبه ای که باید در آن میان اجاره، خوراک، رفت وآمد، قسط، تفریح و پس انداز مدام برگزید. محاسبه ای که هر ماه از روز واریز حقوق آغاز می شود و تا آخرین روز ماه ادامه دارد. در شرایط تورم و گرانی، یک نفر است و یک درآمد، اما هزینه های یک زندگی کامل؛ و شاید سخت ترین بخش ماجرا همین باشد که پایان ماه، چیزی که باقی می ماند نه پس انداز، بلکه فقط چند روز فاصله تا حقوق بعدی است.

منبع:

1405/06/17
11:46:14
0.0 / 5
4
تگهای خبر: خرید , خوراك , سفر , هزینه
این پست بن ایر مفید بود؟
(0)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۳ بعلاوه ۳